تخیل نه تنها یک نیروی ذهنی، بلکه به مثابه واسطهای است که به انسان اجازه میدهد تا از سطح ظاهری و مادی امور عبور کرده و به لایههای عمیقتر و معنوی واقعیت دست یابد. این مقاله به بررسی مدیریت خلاقیت در هنر تصویرسازی با تمرکز بر آثار فرشید مثقالی و هاینز ادلمن میپردازد و آنها را در چارچوب نظریه تخیل ساموئل تیلور کالریج تحلیل میکند. نظریه کالریج، که بر اهمیت تخیل خلاق در فرآیند هنری تأکید دارد، به عنوان چارچوبی برای درک و مدیریت منابع خلاقیت در تصویرسازی معاصر به کار گرفته میشود. پژوهش حاضر با مطالعه موردی آثار مثقالی، هنرمند ایرانی شناخته شده برای سبک منحصر به فردش در تلفیق عناصر سنتی و مدرن، و ادلمن، تصویرساز سوئیسی مشهور به خلق تصاویر مفهومی و چندلایه، انجام شده است. یافتههای این پژوهش نشان میدهد که هر دو هنرمند از روشهای منحصر به فردی برای پرورش و مدیریت خلاقیت خود بهره میبرند که با مفاهیم کلیدی نظریه کالریج، از جمله "تخیل اولیه" و "تخیل ثانویه"، همخوانی دارد. مثقالی با بهرهگیری از میراث فرهنگی ایران و ادلمن با استفاده از نمادگرایی پیچیده، هر دو نمونههای بارزی از کاربرد "تخیل ثانویه" در خلق آثار نوآورانه هستند. این مقاله همچنین راهکارهایی برای مدیریت مؤثر منابع خلاقیت در حوزه تصویرسازی ارائه میدهد که میتواند برای هنرمندان، مدیران هنری و پژوهشگران این حوزه مفید باشد. نتایج این پژوهش میتواند به درک بهتر فرآیندهای خلاقانه در هنر تصویرسازی کمک کرده و زمینه را برای مطالعات بیشتر در زمینه مدیریت خلاقیت در هنرهای تجسمی فراهم آورد.